توضیحات
نرم افزار رموز مدیریت موفق (از سری نرم افزارهای رازهای موفقیت)، شامل یکصد وسی و سه اصل در قالب متن و صوت می باشد که بهره گیری از آنها در راستای موفقیت بهتر مدیران در سازمان و محل کارشان بسیار مفید می باشد. مطالب این برنامه برگرفته از ایده ها و تجربیات مدیران موفق جهان می باشد.
از سایر
محصولات اندرویدی رازهای موفقیت
دیدن فرمایید.
از
مقالات رازهای موفقیت
نیز دیدن فرمایید.
یک مدیر موفق، کسی است که با به کارگیری توانایی افراد معمولی، به بهترین و بیشترین دستاوردها می رسد.
مدیر موفق کسی است که بتواند حوزه ای را که افراد گروهش می توانند در آن بهترین و خوب ترین باشد را تشخیص و تعیین کند.
هیچ کار خوبی به صورت فردی انجام نمی شود. بلکه با توانایی همه گروه انجام می شود. پس نتیجه کار یک مدیر موفق، نتیجه کار تیم و گروه موفق اوست.
یکی از گام های مؤثر در مدیریت موفق داشتن، سرعت عمل در کارهاست. سعی کنید آن را به دست بیاورید و از آن بیشترین بهره را ببرید.
یک مدیر موفق، مدیری است که از همه زودتر سرکارش حاضر می شود. بیشتر و سخت تر کار می کند و دیرتر از دیگران از کارش فارغ می شود.
توانایی شما در انجام چه کاری از دیگران بیشتر است؟ آن را بشناسید و به آن عمل کنید.
یکی از گام های مدیریت موفق، آسان تر کردن کارهاست. همیشه در پی راه هایی باشید که راندمان کارتان را بیشتر کند و انجامش را آسان تر.
دل به دریا بزنید و از انجام کارهای غیرمترقبه نهراسید. به هر حال وقتی که حرکت می کنید، امنیت تان بیشتر از زمانی است که راکد و و ثابت هستید.
با خودتان رو راست و صادق باشید. زیرا صداقت و روشنی، هدف کلید مدیران موفق است.
تا چه حد روحیه خود را می شناسید؟ آیا شما آدمی واقع گرا و عمل گرا هستید؟ اگر نه، فکر مدیریت را برای همیشه از سرتان بیرون کنید.
تخصصتان در انجام چه کاری است؟ وقت و انرژی خود را در آن تخصص به کار بگیرید.
اگر موجود انعطاف پذیری نیستید، فکر مدیریت را از سر خود بیرون کنید. زیرا یکی از ویژگی های مهم مدیریت، داشتن انعطاف پذیری است که در زمان تغییرات ناگهانی گره از مشکلات می گشاید.
توانایی تصمیم گیری درست، بیش از هر عامل دیگری تعیین کننده موفقیت شماست.
استدلال و پیش فرض های نادرست، دلیل شکست همه تصمیمات هستند. آن ها را محک بزنید و راه را برای پیش فرض های بهتر و درست تر باز کنید.
برای به دست آوردن آن چیزی که تاکنون نداشته اید باید تبدیل به کسی شوید که تاکنون نبوده اید.
اگر کاری را شروع کردید، آن را به اتمام برسانید تا به نتیجه مورد نظر برسید.
واقعیت های دنیا را همان گونه که هستند بپذیرید و توقع نداشته باشید که طبق میل شما باشد.
هرگاه هدف خود را مشخص کردید، تمام وقت انرژی و ذهنتان را روی آن متمرکز کنید تا زمانی که به آن برسید.
برای مدیریت کارها، شهامت داشته باشید. زیرا شهامت و جرأت، نشانه شایستگی شما برای انجام کارهاست.
اگر قصد دارید کاری را به دیگری آموزش دهید، باید برای او الگو و نمونه ای باشید. زیرا به جز این، هیچ راه دیگری وجود ندارد.
از بهانه گیری و مقصر دانستن افراد بپرهیزید و بدانید که یک مدیر موفق مسئولیت همه کارهایش را به عهده می گیرد.
دائما در پی یافتن کارهایی باشید که بهره وری کارایی و راندمان تان را افزایش دهد.
هیچ چیز به اندازه کارهای تکراری و کهنه باعث آزار و دل زدگی نمی شود. با شروع هر سال نو، دست به بازآفرینی کارهایتان بزنید.
به عنوان یک مدیر، تنها سرمایه باارزش شما انسان هایی هستند که با آن ها در ارتباط هستید. شما می توانید کارایی و ارزش آن ها را با مدیریت درست افزایش دهید.
هر مدیر موفقی می خواهد که سرانجام کارش به رضایت مشتری هایش ختم شود. مشتری های شما چه کسانی هستند و عملکرد شما چگونه است؟
کارمندان و کارکنان خود را مورد توجه و ستایش قرار دهید و به آن ها بگویید که چقدر خوب هستند و چه وظیفه مهمی در بهبود بخشیدن به کار تیم و گروه دارند.
ایده تازه و بهتر دیگران را جایگزین ایده های قدیمی خودتان بکنید.
یکی از نشانه های موفقیت در مدیریت یک سازمان، میزان موفقیت مالی آن سازمان است. پس مدام در جستجوی راه های افزایش درآمد سازمانتان و کاهش هزینه هایش باشید.
یک مدیر موفق، برای خود استانداردهای سطح بالایی در نظر می گیرد و به عملکرد ضعیف و متوسط راضی نمی شود.
هر کسی برای به دست آوردن هشتاد درصد نتیجه کاری، تنها بیست درصد تلاش می کند. این اصل را هرگز فراموش نکنید.
یک مدیر خوب در مشتری هایش حس شادی و شگفتی را برمی انگیزد. سعی کنید شما هم یکی از آنان باشید.
یک فرد معمولی، برای انجام کارهایش حداکثر از پنجاه درصد توان خود استفاده می کند. وظیفه یک مدیر خوب، به کار انداختن آن پنجاه درصد دیگر است.
همیشه از ابزار تشویق و سپاسگزاری برای ساختن کارکنان تان استفاده کنید.
یک مدیر موفق، از لحظه به لحظه پروسه کاری اش با خبر است و می داند که همه کارکنانش هر روز باید ترتیب چه کارهایی بدهند.
هر کارمند و کارگری این سوال را در ذهن خود دارد: آیا من برای تو اهمیتی دارم؟ و شما به عنوان یک مدیر موفق و برجسته، وظیفه دارید که در اولین فرصت جواب این سوال را به کارکنان تان بدهید.
با صراحت بیان به کارکنانتان بگویید که از آن ها چه می خواهید. آنگاه از سر راهشان کنار بروید و بگذارید بی فشار و نگرانی کارشان را انجام دهند.
به کارکنانتان اعتماد کنید و به آن ها مسئولیت بدهید. زیرا این کار یکی از روش های نیرومند برای پروراندن نیروی کارکنان است.
برای کارمندان خود وقت بگذارید و به صحبت هایشان گوش کنید. زیرا این، یکی از روش های مؤثر برای ایجاد انگیزه در آن هاست.
برای آینده سازمان خود برنامه ریزی کنید و به این بیندیشید که پنج سال آینده به کجا می رسید.
به چه ارزش هایی پایبند هستید؟ روی چه چیزی پافشاری می کنید؟ آیا دیگران این را می دانند؟ هدف شما از ایجاد وتأسیس سازمانتان چیست؟ آیا به خوبی اهداف خودتان را می شناسید؟
سعی کنید همواره برنده باشید. زیرا کوچک ترین تفاوتی در عملکرد شما، سبب ایجاد تفاوت های عمده در نتیجه کارتان می شود.
برای بالا بردن اعتماد به نفس و پرورش شخصیتتان وقت بگذارید. زیرا وجود و شخصیت شما، با ارزش ترین چیزی است که دارید.
اگر برنامه ریزی شما به شکست منجر شد، بدانید که پیش از آن، شما برای شکست برنامه ریزی کرده بودید.
موفق ترین مدیر، مدیری است که جزئیات امور از کنترلش خارج نیست و هیچ کاری را به دست شانس و تقدیر نمی سپارد.
اگر تصمیم اشتباهی گرفته اید، به اشتباه خود اعتراف کنید و نظرتان را تغییر دهید. این یکی از ویژگی های مدیرانه موفق است.
مدیر موفق، کارها را بر اساس توانایی افراد برنامه ریزی می کند و همواره کار مناسب را در فرصتی مناسب به شخصی مناسب می سپارد.
همواره سعی کنید بیشترین بازده را از وقت و انرژی که صرف می کنید به دست بیاورید. نقاط قوت خود را بشناسید و روی آن تمرکز کنید.
کارکنان خود را با دقت و وسواس انتخاب کنید. زیرا مدیری موفق است که کارمندان موفقی داشته باشد.
اگر می خواهید کسی را اخراج کنید، بهترین زمان همان روزی است که به اخراجش فکر کرده اید.
مدیریت مشابه یک بازی فکری است. هرچه بیشتر بیندیشید، نتایج حاصل بهتر خواهند بود.
حساب وقت و زمان خود را داشته باشید و از لحظه به لحظه آن درست استفاده کنید.
رسالت شما به عنوان یک مدیر چیست؟ آن را بشناسید و به خودتان ایمان داشته باشید.
یک مدیر موفق، مدیری است که خلاق و نواندیش باشد. چه میزان وقت صرف پرورش استعدادها و نوآوری هایتان می کنید؟
اطلاعات واقعی را در اختیار افراد بگذارید و سعی کنید با این کار حس اعتماد را در آن ها افزایش دهید. زیرا همه می خواهند بدانند که اوضاع از چه قرار است.
شما می توانید به عنوان یک مدیر، عملکرد رقبای خود را معیار عملکرد خودتان قرار دهید.
به عنوان یک مدیر خوب، از خودتان متوقع باشید. توقع از خود، سبب می شود که بیش از پیش رشد و پیشرفت کنید.
هیچ گاه غره موفقیت های خود نشوید. زیرا غرور و خودپسندی بزرگترین دشمن رشد و موفقیت است.
به نقاط ضعف و قدرت خود پی ببرید و به خاطر داشته باشید که نقطه ضعف هر شخصی درواقع همان نقطه قوتی است که از آن نادرست استفاده شده.
از افراد باهوش سازمانتان بهره ببرید و اگر تخصص ویژه ای دارند، برایشان پست جدیدی ایجاد کنید.
به خاطر بسپارید که مدیر قابل و توانا، همواره از راحت طلبی و تن آسایی پرهیز می کند.
همواره گوش به زنگ باشید تا از اخبار سازمان باخبر شوید. بهتر است برای به دست آوردن اظهار نظرهای کارکنانتان، در سازمان گشتی بزنید.
موفقیت شما و سازمان، بستگی به میزان سعی و تلاش کارکنان تان دارد.
برای بروز یک سری مشکلات عمده و پیچیده، فقط وجود و حضور یک کارمند مسئولیت ناپذیر کافی است.
هیچ کاری نیست که شما از پس انجامش بر نیایید. این تفکر را در خود تقویت کنید.
اگر انجام کاری را به دیگری سپردید، هرگز حاضر نشوید که آن را نیمه کاره به شما بازگرداند.
آیا اهداف زندگی خود را به خوبی می شناسید؟ اگر می شناسید، فعالیت هایتان را بر اساس همان هدف سازماندهی کنید.
یک مدیر موفق، مسئولیت همه ی کارهایش را به عهده می گیرد. هیچ گاه با گله و شکایت دست به توجیه اعمالتان نزنید.
یک مدیر موفق، همواره یک راهنما و مشاوره خوب است. همواره به گونه ای رفتار کنید که الگوی دیگران باشید.
برای آموزش دادن به کارکنان جدید خود، هزینه و وقت صرف کنید تا به پیشرفت برسند.
وفادار بودن به سازمان، رئیس و کارکنان یکی از ویژگی های باارزش مدیران موفق است.
افرادی که از عملکرد عالی و مناسبی برخوردارند، بی شک ارتباط خوبی با رئیسشان برقرار کرده اند. قبل از شروع انجام کاری بیش از هر چیزی تمام فعالیت های مربوط به آن کار را اولویت بندی کنید.
بهتر است محیط و موقعیت سازمانتان جوری باشد که همه کارکنان با صداقت و شرافت عمل کنند.
یکی از نشانه های شرافت، داشتن صداقت است. برای هر حوزه مهم و کلیدی یک نفر مسئول تعیین کنید.
به ظاهر و لباس پوشیدن خود بسیار اهمیت دهید. زیرا مردم بر اساس ظاهرتان روی شما قضاوت می کنند.
همیشه به خاطر بسپارید که انجام یک کار یعنی انجام ندادن یک کار دیگر. پس اصل حذف انتخاب دیگر را در نظر بگیرید.
اولویت بندی کارها به معنای مشخص کردن کارهای مهم و ضروری و کارهای غیرضروری است.
بهتر است که پیش از انجام هر کاری عوامل مهم موفقیتتان را مشخص کنید. یعنی همان کارهایی که مجبور به انجام دادنش هستید تا به موفقیت برسید.
باارزش ترین سرمایه یک سازمان، مشخصه بارز و شهرتش است. فراموش نکنید که برداشت و استنباط دیگران، یک واقعیت گریزناپذیر است.
فقط عهده دار کارهایی شوید که می توانید آن ها را به نحو عالی انجام دهید و به یاد داشته باشید که عملکرد متوسط، هیچ پاداشی ندارد.
در مورد هدف هایتان بسیار قاطع باشید اما در مورد راه های رسیدن به آن ها انعطاف پذیر باشید.
همواره در پی نوآوری باشید. زیرا ایده های به کارگرفته شده، دیگر کهنه شده است.
در وجود هر یک از ما استعدادها و توانایی هایی نهفته است که باید آن ها را شکوفا کنیم.
یک مدیر موفق همواره با شهامت عمل می کند.
یک مدیر موفق به جای انجام دادن کارها، به کنترل کردن کارها می پردازد.
یک مدیر موفق همیشه از نظرات دیگران استقبال می کند.
هرچند که خودخواهی ویژگی خوبی نیست، اما در یک مورد کارایی زیادی دارد و ضروری است. بهتر است در انتخاب کارکنان خود کاملا خودخواه باشید و کسانی را انتخاب کنید که از آن ها خوشتان می آید و از کار کردن و بودن در کنار آن ها لذت می برید.
شما بیشتر زمان روزهایتان را با کارکنانتان به سر می برید. فراموش نکنید که شخصیت و رفتار یک کارمند، به اندازه استعداد، مهارت و توانایی هایش بااهمیت است. پس کاملا هوشیار باشید.
توانایی و مهارت یک فرد، در نحوه عملکرد گذشته ی او ثبت شده. پس معرفی نامه ها را با دقت بررسی کنید.
پیش از اینکه کار را به کارکنانتان بسپارید، هدف ها و استانداردها را برایشان توضیح دهید و برای انجام کارها مهلت معینی تعیین کنید.
فراموش نکنید که واگذاری کار به معنای کناره گیری از آن نیست. وقتی کاری را به دیگری سپردید، دقیقا آن را بررسی کنید تا مطمئن شوید درست پیش می رود یا نه.
یک مدیر خوب می داند که گریز از بحران هیچ معنایی ندارد. بحران وجود دارد اما آنچه که حائز اهمیت است، نحوه برخورد شما با آن می باشد.
یکی از عواملی که سبب کسب موفقیت می شود، مطالعه مداوم درباره حوزه کاری و فعالیت تان است.
سنگین ترین مسئولیتی که یک مدیر بر عهده دارد، تفکر و اندیشه درباره آینده است. فراموش نکنید که هیچ کس دیگری جز شما از پس این کار برنمی آید.
چند سال است که از دوران تحصیل و دانشجویی تان می گذرد؟ فراموش نکنید که یک مدیر خوب، تا آخر عمرش یک دانشجوست. پس مطالعه را به خاطر بسپارید.
کارکنان یک سازمان می توانند به خوبی از پس انجام کارها بربایند و عملکرد عالی و مناسبی داشته باشند، تنها به شرطی که یک مدیر خوب داشته باشند که انگیزه های آن ها را به خوبی تقویت کند.
در زمینه مدیریت، یک قانون طلایی وجود دارد و آن این است که دوست دارید رئیستان چگونه آدمی باشد؟ آنگاه همان گونه مدیریت کنید.
یک مدیر موفق، رهبری است که توانایی جذب و به دست آوردن نیرو و پیروی بیشتری را دارد. آیا کارکنان شما با میل و رغبت خودشان از دستوراتتان پیروی می کنند؟
یک مدیر موفق، به خوبی می داند که بیش از آنکه یک کارمند به او وابسته باشد، او به کارمندش وابسته است.
اگر می خواهید یک کارگر یا یک کارمند خوب استخدام کنید، به خواسته اش توجه کنید و کسانی را استخدام کنید که شیفته کار و وظیفه خود هستند.
رمز جمع آوری بهترین تیم این است: در هنگام استخدام صبر و حوصله پیشه کنید و در مواقع اخراج، سریع و بدون تردید.
یک مدیر موفق، مدیری است که همه فکرهایش را روی کاغذ متمرکز می کند.
هرچند داشتن یک گذشته خوب و عملکرد مناسب بسیار مهم است، اما همیشه آینده را به گذشته ترجیح بدهید و با خود بگویید: در حال حاضر دارم چه می کنم؟
در یک سازمان کارکنان به مشکلات فکر می کنند و درباره آن ها حرف می زنند، اما مدیر تنها به راه حل های مشکلات فکر می کند و درباره آن ها حرف می زند.
یک مدیر موفق، آن کسی است که در سازمان بیشترین و سخت ترین مسئولیت ها را بر عهده می گیرد.
یک مدیر موفق، کسی است که در هنگام تنهایی هایش هم خود را در زیر نظر و تماشای دیگران احساس می کند. پس آن گونه که باید رفتار می کند.
به عنوان یک مدیر نمونه، برای فکر کردن و بررسی امور وقت بگذارید. مسئولیت هر کاری را تنها به دست آن کس بسپارید که عهده داری اش را به اثبات رسانده.
اگر می خواهید که کارکنان و مجریان خوب و توانایی داشته باشید، آموزش به آن ها را فراموش نکنید.
اگر کارکنان بی تجربه ای دارید، به آن ها دستورات واضح و روشنی بدهید.
شما به عنوان مدیر باید خالق شرایط و موقعیت ها باشید، نه مخلوق آن ها.
تحت فرماندهی یک ژنرال خوب، هیچ سرباز بدی وجود نخواهد داشت.
یکی از نشانه های مدیر برجسته، عمل گرایی اوست.
از بارزترین ویژگی های یک مدیر موفق و خوب، صداقت کلام و روح اوست.
اگر با خویشتن خویش صادق باشید، آنگاه همان گونه که روز لاجرم از پی شب فرامی رسد، با دیگران نیز صادق خواهید بود.
یکی از ویژگی های مدیر موفق، سازماندهی به کارهاست. کارها را بر طبق اولویت دسته بندی کنید. کارها را ساده کنید و آن هایی را که لازم نیست، حذف کنید.
یک مدیر موفق، مدیری است که همه تمرکز و حواسش را روی کارش معطوف میکد و تا زمانی که آن کار را به پایان نرساند، سراغ کار دیگری نمی رود.
فراموش نکنید که برای بالا بردن سطح درآمدتان، باید دانشتان را بالا ببرید. کسانی که هیچ تصویر و تصوری از آینده خود ندارند، اصلا آینده ای ندارند.
می خواهید آینده تان پیش بینی کنید؟ خب پس معطل چه هستید؟ آن را بسازید.
در دنیای مدرن امروز که هر چیزی به طریقی به کامپیوتر وابسته است، بهتر است که کار کردن با کامپیوتر را یاد بگیرید. زیرا برای بالا بردن مهارت هایتان به این دانش و تکنولوژی نیاز دارید.
در چه زمینه ای مهارت دارید؟ توانایی های شما چیست؟ آیا ضعف هایتان را می شناسید؟ در بین مهارت های ضروری، مهارتی که در آن از بقیه ضعیف تر هستید، تعیین کننده ی میزان توانایی شما در انجام کارهاست.
توقع داشتن از دیگران خوب نیست. اما در یک جا عالی عمل می کند. دائما از خودتان متوقع باشید و این حس را افزایش دهید. با خود بگویید: امروز چطور می توانم بهتر و بیشتر به مشتری هایم خدمت کنم؟
بهترین مدیران در اندیشه هایشان و در حرف هایشان معیارهای بالاتری دارند. سعی کنید که بهترین باشید.
ارزش قول هر کسی بستگی به میزان ارزشی دارد که خودش برای حرفش قائل می شود.
نشانه اصلی یک مدیر قابل و متشخص، احترام اوست. کارکنان شما چه میزان برایتان احترام قائلند؟ میزان احترامی که کارکنان به مدیرانشان می گذارند، نشانه میزان قابلیت همان مدیر است.
یک مدیر موفق همواره بحران های کاری اش را پیش بینی می کند و درباره نحوه برخورد و رویارویی با آن تفکر می کند.
شرایط سخت و دشوار، انسان را نمی سازد. بلکه تنها شخصیت واقعی انسان را نشان می دهد.