اگر حیوان خانگی داشتم…

معلم-خصوصی-کلاس-چهارمی-ها
معلم-خصوصی-کلاس-پنجمی-ها
معلم-خصوصی-کلاس-ششمی-ها
معلم-خصوصی-کلاس-هفتمی-ها

 

موضوع انشا: اگر حیوان خانگی داشتم…

 

 

اگر من یک حیوان خانگی داشتم، زندگی‌ام خیلی هیجان‌انگیزتر و پر از لحظات شیرین می‌شد. همیشه وقتی حیوانات خانگی دیگران را می‌بینم، به این فکر می‌کنم که اگر من هم یکی از آن‌ها را داشتم، چقدر سرگرم‌کننده بود. حیوانی که دوست دارم داشته باشم، یک سگ کوچک و مهربان است.

 

اگر این سگ کوچک مال من بود، اسمش را «پاپی» می‌گذاشتم. او یک توله سگ شیطون و بامزه بود که همیشه کنارم می‌ماند. صبح‌ها وقتی از خواب بیدار می‌شدم، پاپی اولین کسی بود که مرا با دم تکان دادنش خوشحال می‌کرد. بعد از آن با هم به حیاط می‌رفتیم تا کمی بدویم و بازی کنیم.

 

پاپی همیشه همراه من بود. وقتی درس می‌خواندم، آرام کنار پایم می‌نشست و گاهی سرش را روی زانوی من می‌گذاشت. وقتی به حیاط می‌رفتیم، با توپ کوچکش بازی می‌کردیم و من او را تشویق می‌کردم تا توپ را بیاورد. هر وقت حوصله‌ام سر می‌رفت، با نگاه شیرینش کاری می‌کرد تا لبخند بزنم.

 

شب‌ها، وقتی همه خواب بودند، پاپی کنار تخت من می‌خوابید. او مثل یک دوست واقعی، همیشه کنارم بود و حس تنهایی را از من می‌گرفت. وقتی باران می‌آمد، او کنار پنجره می‌نشست و با تعجب به قطرات باران نگاه می‌کرد. این صحنه‌ها همیشه برایم لذت‌بخش و دوست‌داشتنی بود.

 

داشتن یک حیوان خانگی مثل پاپی به من یاد می‌داد که چطور به موجودات دیگر محبت کنم و مسئولیت‌پذیر باشم. غذا دادن، بازی کردن و مراقبت از او برایم به یک عادت روزانه تبدیل می‌شد.

 

اگرچه الان حیوان خانگی ندارم، اما همیشه در خیالم زندگی با یک حیوان خانگی را تصور می‌کنم. امیدوارم روزی بتوانم یک حیوان مهربان مثل پاپی داشته باشم تا زندگی‌ام پر از لحظات زیبا و فراموش‌نشدنی شود.

 

گوینده : نفیسه کی زال

تهیه شده در : تیناسافت

 

آموزش دروس دبستان و دبیرستان

 

انشاهایی با موضوعات دیگر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *