در جنگلهای سرسبز آفریقا، زرافهای گردندراز به نام زویا و یک فیل مهربان به نام فیلی زندگی میکردند. زویا خیلی دوست داشت برگهای بالای درختان را بخورد و فیلی هم عاشق خوردن میوههای آبدار بود.
یک روز، زویا پنج تا برگ خوشمزه از یک درخت بلند چید. او خیلی خوشحال بود و میخواست آنها را بخورد.
در همان لحظه، فیلی از راه رسید و گفت: “سلام زویا! چه برگهای خوشمزهای داری! میشه به من هم چندتا بدی؟”
زویا گفت: “البته فیلی! بیا با هم بخوریم.”
زویا سه تا از برگها را به فیلی داد.
حالا زویا چند تا برگ باقی مانده داشت؟
بله، درست است! زویا دو تا برگ باقی مانده داشت.
این داستان به ما یاد میدهد که وقتی ۳ را از ۵ کم میکنیم، ۲ باقی میماند.