یک روز از زبان کیف مدرسه‌ام

معلم-خصوصی-کلاس-چهارمی-ها
معلم-خصوصی-کلاس-پنجمی-ها
معلم-خصوصی-کلاس-ششمی-ها
معلم-خصوصی-کلاس-هفتمی-ها

 

موضوع انشا: یک روز از زبان کیف مدرسه‌ام

 

 

دنیای من همیشه پر از خاطرات و اتفاقات مختلف است. من که همیشه در کنار دفترها، کتاب‌ها و لوازم تحریر مدرسه قرار دارم، هر روز شاهد لحظات پرهیجان و شاد یا حتی گاهی غمگین بچه‌ها هستم. وقتی صبح زود بچه‌ها با شتاب به مدرسه می‌آیند، من در دست‌هایشان قرار می‌گیرم و احساس می‌کنم که آغاز یک روز جدید است.

 

ابتدای روز، همه چیز آرام است. بچه‌ها دفترها و کتاب‌هایشان را از من بیرون می‌آورند و هر کدام به سمت میز خود می‌روند. من در این لحظات حس می‌کنم که نقشی کوچک در آغاز یک روز پر از یادگیری و فعالیت دارم. در کلاس‌ها، همراه آنها می‌روم و همه چیز را نظاره می‌کنم. گاهی احساس می‌کنم که من هم مانند یک عضو از کلاس هستم که در کنار بچه‌ها درس می‌خوانم و لحظات خوش یا حتی سختی‌های آنها را تجربه می‌کنم.

 

وقتی کلاس تمام می‌شود و بچه‌ها دوباره مرا جمع می‌کنند، می‌بینم که آنها چه طور درگیر صحبت با دوستانشان می‌شوند یا در مورد تکالیف و امتحانات صحبت می‌کنند. من همیشه در کنارشان هستم، حتی زمانی که استراحت می‌کنند یا در حیاط بازی می‌کنند. در این مدت، من تنها نظاره‌گر هستم، اما همیشه با دقت به تک تک حرکاتشان نگاه می‌کنم.

 

گاهی اوقات، من در گوشه‌ای قرار دارم و از صدای خنده‌ها و شوخی‌های بچه‌ها لذت می‌برم. گاهی هم وقتی آنها در کلاس مشغول نوشتن یا حل مسائل ریاضی هستند، احساس می‌کنم که من هم بخشی از این فرایند یادگیری هستم. وقتی بچه‌ها به خانه می‌روند، من تنها می‌مانم و منتظر روز بعد هستم.

 

هر روز که تمام می‌شود، من در گوشه‌ای از کمد مدرسه آرام می‌گیرم تا برای روز بعد آماده شوم. هر روز یک ماجرا و یک داستان جدید برای من است. این تجربه‌ها باعث می‌شود که همیشه با شوق و اشتیاق منتظر روزهای بعدی باشم و همچنان در کنار بچه‌ها در دنیای مدرسه حضور داشته باشم.

 

گوینده : نفیسه کی زال

تهیه شده در : تیناسافت

 

آموزش دروس دبستان و دبیرستان

 

انشاهایی با موضوعات دیگر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *