چون سهراب آهنگ لشکرکشی به ایران کرد، نخست از همه باید اسبی برمی گزید قدرتمند و در خور پهلوانان. تهینه از نگهبان اسبان خواست تا اسبانی قدرتمند و تیز پا بیاورد تا فرزندش سهراب یکی از برترین آنها را برگزیند.
پس چنین کردند و سهراب با زور و بازوی خویش یکایک اسبان را آزمود. چون دست بر کمرگاه هر یک نهاد، سست شدند و بر زمین افتادند. تا آنجا که اسبی آوردند همتای رخش.
چون اسب را نزدیک سهراب آوردند، آن شیردل جوان بی درنگ اسب را با نیروی دستان خود آزمود. پس او را اسبی یافت قوی و نیرومند.