داستان های شاهنامه به نثر ساده در قالب صوت و متن


دی ۳, ۱۴۰۳

بخش اول : کیومرث نخستین پادشاه جهان

    نخست خدا بود و نخستین پادشاه جهان، کیومرث. در روزگاری که همه چیز بوی تازگی می داد و مردم کاشانه ای نداشتند جز غارها […]
دی ۳, ۱۴۰۳

بخش دوم : هوشنگ و پیدایش آتش

    کیومرث، نخستین پادشاه جهان، بعد از مرگ فرزندش شیفته هوشنگ، یادگار شیرینش شد و در انجام بیشتر کارهای کشوری از او یاری می گرفت. […]
دی ۳, ۱۴۰۳

بخش سوم : پیروزی طهمورث بر دیوان

    هوشنگ، فرزند سیامک، نوه نخستین پادشاه جهان یعنی کیومرث به مدت چهل سال بر زمین و زمینیان پادشاهی کرد. پس از مرگ او، فرزندش […]
دی ۶, ۱۴۰۳

بخش چهارم : پادشاهی جمشید

۰۰:۰۰    چون عمر کیومرث دیوبند به پایان رسید، مردم در اندوه از دست دادن آن شاه دادگرد سوگوار شدند. پس از او فرزند عزیزش جمشید […]
دی ۶, ۱۴۰۳

بخش پنجم : مرداس دادگر و فرزندش ضحاک ماردوش

   در روزگاران جمشید، در سرزمین تازیان، پادشاهی می زیست نیک مرد و خداجوی به نام مرداس. مرداس را فرزندی بود به نام ضحاک و ضحاک […]
دی ۶, ۱۴۰۳

بخش ششم : خواب دیدن ضحاک

   چهل سال از روزگار پادشاهی ضحاک ماردوش بر ایران زمین می گذشت و او همچنان به بیدادگری هایش مشغول بود که ناگهان شبی دیدن رویایی […]
دی ۶, ۱۴۰۳

بخش هفتم : خروش کاوه آهنگر

   ضحاک که روز و شب از ترس فریدون پریشان بود و لحظه ای آرام و قرار نداشت، دستور داد که همه موبدان و بزرگان ایران […]
دی ۶, ۱۴۰۳

بخش هشتم : نبرد فریدون و ضحاک ماردوش

   چون چشم فریدون به شکوه و جلال کاخ ضحاک افتاد، شگفت زده شد و دانست که در پس پرده رازی نهان است. پس به سپاهیانش […]
دی ۶, ۱۴۰۳

بخش نهم : پادشاهی فریدون و مرگ فرزندش ایرج

  چون فریدون به پادشاهی رسید، در روزی از روزهای نیک مهر ماه، به رسم شاهنشاهی تاج کیانی بر سر نهاد و برتخت پادشاهی نشست. زمانی […]
دی ۶, ۱۴۰۳

بخش دهم : خونخواهی منوچهر از سلم و تور

  دیری نگذشت که دل فریدون با شنیدن خبری شاد شد. آن خبر این بود که ماه آفرید، کنیز دربار ایرج، از او باردار شده. پس […]
دی ۶, ۱۴۰۳

بخش یازدهم : گرشاسب جهان پهلوان

   جنگ همچنان ادامه داشت که ناگهان پهلوانی تورانی به نام شیرو به میدان رزم آمد و با پهلوانان ایرانی چنان درآویخت که هیچ یک از […]
دی ۶, ۱۴۰۳

بخش دوازدهم : زال و سیمرغ

  چون منوچهر بر تخت شاهی نشست، سام نریمان، جهان پهلوان ایران در سرزمین سیستان همسری اختیار کرد زیباروی و مهربان. روزگاری سپری شد و همسر […]
دی ۶, ۱۴۰۳

بخش سیزدهم : زال و زابلستان

   زال به همراه سام و سپاهیانش راهی کاخ منوچهر شد و چون چند روزی را در کاخ شهریار ایران گذراند، به همراه پدر به سوی […]
دی ۶, ۱۴۰۳

بخش چهاردهم : دل بستن زال و رودابه

  دل بستن زال و رودابه از آنجا آغاز شد که روزی زال برنا و دلیر آهنگ شکار کرد و با عده ای از بزرگان و […]
دی ۶, ۱۴۰۳

بخش پانزدهم : دیدار زال با شهریار ایران

   سام که با زال عهد بسته بود او را به آرزوهایش برساند، نامه ای به شهریار ایران زمین نوشت و از جنگجویی ها و دلاوری […]
دی ۶, ۱۴۰۳

بخش شانزدهم : شهریار ایران از پیوند زال و رودابه خشنود است

  شهریار ایران، در نامه ای که به سام نوشته بود، خشنودی خویش را از این پیوند اعلام کرد و چون سام نامه را خواند، مژده […]
دی ۶, ۱۴۰۳

بخش هفدهم : زال به رودابه می پیوندد

  چون ایرانیان به کابلستان رسیدند، محراب و بزرگان کابل به پیشوازشان شتافتند. آنگاه به ایوان شاهی بازگشتند و رودابه را به آیین ایرانیان به همسری […]
دی ۶, ۱۴۰۳

بخش هجدهم : رستم به دنیا می آید

  روزگاری گذشت و رودابه، شاهدخت کابل باردار شد. آن چنان ضعیف و ناتوان گشت که هنگام به دنیا آمدن نوزاد، از شدت رنج و درد […]
دی ۷, ۱۴۰۳

بخش نوزدهم : نبرد رستم با پیل سپید

   روزها گذشت و رستم بزرگ و بزرگ تر شد. چون به نوجوانی رسید، روزی با پدرش در بوستانی نشسته بود که زال از او خواست […]
دی ۷, ۱۴۰۳

بخش بیستم : رستم به کوه سپند می رود

   چون زال دلیری و شجاعت رستم را دید، بسیار شگفت زده شد. پس رستم را نزد خویش فراخواند و گفت: هنگام آن رسیده که به […]
دی ۷, ۱۴۰۳

بخش بیست و یکم : افراسیاب، پسر پشنگ

   چون در آن میان، سخنان پشنگ به پایان رسید، افراسیاب، پسر زورمند و نیرنگ بازش با دلی آکنده از خشم و کین زبان به سخن […]
دی ۷, ۱۴۰۳

بخش بیست و دوم : نوذر به دست افراسیاب اسیر می شود

   در دومین روز نبرد، این تورانیان بودند که پیروز شدند. نوذر جوان از ترس افراسیاب و سپاهیانش فرزندان خویش، توس و گستهم را فراخواند و […]
دی ۷, ۱۴۰۳

بخش بیست و سوم : زال با سرداران تورانی می جنگد

   هنگامی سپاه تورانیان با سردارانی چون شماساس و خزروان و گلباد، به کنار رود هیرمند رسیدند که زال برای خاکسپاری جهان پهلوان سام نریمان به […]
دی ۷, ۱۴۰۳

بخش بیست و چهارم : رستم، رخش را برگزید

   اینک زمان آن رسیده که رستم دستان اسبی برگزیند که شایسته و درخورش باشد. پس به دستور پدر، اسب های گوناگونی را نزد پسر آوردند. […]
دی ۷, ۱۴۰۳

بخش بیست و پنجم : پادشاهی کی قباد

   هنگام آن فرارسیده بود که ایرانیان پیش از این که به جنگ تورانیان بشتابند، برای سرزمین خود شهریاری شایسته برگزینند. زال که با موبدان و […]
دی ۷, ۱۴۰۳

بخش بیست و ششم : رستم به جنگ افراسیاب می رود

   چون خورشید روز جنگ در آسمان برآمد، رستم دستان سردار سپاهی شد که درفش کاویانی برافراشته و به سوی میدان رزم رهسپار بودند. دیری نگذشت […]
دی ۷, ۱۴۰۳

بخش بیست و هفتم : پادشاهی کی کاووس بر ایران زمین

   چند صباحی از شهریاری کی کاووس بر ایران زمین می گذشت و همه خلق در آسایش و آرامش به سر می بردند. روزی از روزها، […]
دی ۷, ۱۴۰۳

بخش بیست و هشتم : رفتن کی کاووس به جنگ مازندران

   چون سرود سرزمین دیوان به پایان رسید، کی کاووس که در سر هوای فتح مازندران را داشت، به خود غره گشت و گفت: من از […]
دی ۷, ۱۴۰۳

بخش بیست و نهم : کی کاووس در دام دیو سپید گرفتار می شود

   چون شب فرارسید و جهان در سیاهی فرورفت، ناگهان بر خیمه و خرگاه سپاه ایرانیان بارانی از سنگ و خشت باریدن گرفت. پس تعداد بی […]
دی ۷, ۱۴۰۳

بخش سی ام : هفت خان رستم

   رستم که سخن پدر شنید، بی درنگ ببریان بر تن کرد و گرز و شمشیرش را برداشت و سوار بر رخش قدم در راهی گذاشت […]
دی ۷, ۱۴۰۳

بخش سی و یکم : خان نخست، جنگ رخش و شیر نیستان

   چون روز رفت و شب فرارسید، رستم به نیستانی فرود امد. آنگاه از نی همان نیستان بستری ساخت برای خواب شبانه اش. سپس در خوابی […]
دی ۷, ۱۴۰۳

بخش سی و دوم : خان دوم، رسیدن رستم به چشمه آب

   چون سپیده سر زد و خورشید بر فراز آسمان تابید، رستم از خواب بیدار شد و سوار بر رخش به سوی دیار دیوان راهی گشت. […]
دی ۸, ۱۴۰۳

بخش سی و سوم : خان سوم، کشته شدن اژدها به دست رستم

  چون رستم به خواب رفت و پاسی از شب گذشت، رخش هوشیار به ناگهان اژدهایی دید غول پیکر که از زبانش آتش شعله می کشید. […]
دی ۸, ۱۴۰۳

بخش سی و چهارم : خان چهارم، کشته شدن زن جادوگر به دست رستم

  چون سیاهی رخت بربست و سپیدی سر زد، رستم سوار بر رخش راهی شد و از بیابان های گرم و سوزان گذشت. چون خورشید سرخ […]
دی ۸, ۱۴۰۳

بخش سی و پنجم : خان پنجم، گرفتار شدن اولاد پهلوان به دست رستم

  رستم و رخش تا آنجا رفتند که به سرزمین ظلمت و تاریکی ها رسیدند. سرزمینی که در آن نه از ماه تابان خبری بود و […]
دی ۸, ۱۴۰۳

بخش سی و ششم : خان ششم، کشته شدن ارژنگ دیو به دست رستم

  اولاد همانگونه که با رستم عهد بسته بود، راه کاشانه دیوان را نشان داد. پس هر دو راهی شدند تا به کوه اسپروز رسیدند.   […]
دی ۸, ۱۴۰۳

بخش سی و هفتم : خان هفتم، کشته شدن دیو سپید به دست رستم

  رستم، کی کاووس و یارانش را بدرود گفت و به همراهی اولاد سوار بر رخش شد و سوی منزلگه دیو سپید شتافت. چون رخش به […]
دی ۸, ۱۴۰۳

بخش سی و هشتم : رستم، کی کاووس و سردارانش را رها می سازد

  چون رستم به کی کاووس رسید، بانگ شادی بود که از ایرانیان به هوا برخاست. جهان پهلوان، بند و رسن ها را از دست و […]
دی ۸, ۱۴۰۳

بخش سی و نهم : کی کاووس و سودابه

  چون جنگ به پایان رسید، کی کاووس را از وجود هوروشی در سرای شاه هوران خبر دادند. زیبارویی به نام سودابه. او دخت شاه هاماوران […]
دی ۸, ۱۴۰۳

بخش چهلم : جنگ رستم با هاماوران

  رستم که سپاهی گران از زابل و کابل و هندوستان گرد آورده بود، آماده رزم باهاماوران شد. پیش از آنکه نبرد آغاز کند، پیکی را […]
دی ۸, ۱۴۰۳

بخش چهل و یکم : نبرد ایرانیان و تورانیان

  چون کی کاووس دانست که افراسیاب آهنگ جنگ دارد، بی درنگ سپاهی گران سویش فرستاد. از سویی دیگر، افراسیاب هرچه سوار در توران بود گرد […]
دی ۹, ۱۴۰۳

بخش چهل و دوم : کی کاووس به آسمان می رود

  چون روزگاری سپری شد، اهریمن دست به کار شد و فریفتن آغاز کرد. این بار دیوی را از برای گمراهی و تباهی کی کاووس فرستاد. […]
دی ۹, ۱۴۰۳

بخش چهل و سوم : دلدادگی رستم و تهمینه

  روزی از روزها، رستم دستان با دلی پر از اندوه سوار بر رخش به قصد شکار از شهر بیرون آمد. چون به مرغزاری سرسبز و […]
دی ۹, ۱۴۰۳

بخش چهل و چهارم : به دنیا آمدن سهراب

  از روزی که رستم، سمنگان و دلبر شیرینش را ترک کرده بود، نه ماهی می گذشت. پس از گذشت آن نه ماه تهمینه نوزاد زیبایش […]
دی ۹, ۱۴۰۳

بخش چهل و پنجم : اسب برگزیدن سهراب

  چون سهراب آهنگ لشکرکشی به ایران کرد، نخست از همه باید اسبی برمی گزید قدرتمند و در خور پهلوانان. تهینه از نگهبان اسبان خواست تا […]
دی ۹, ۱۴۰۳

بخش چهل و ششم : سهراب به جنگ کی کاووس می رود

  دیری نگذشت که افراسیاب، شاه توران، از لشکرکشی سهراب نوجوان به ایران زمین آگاه شد. چون خبر جنگاوری ها و دلاوری های سهراب به گوش […]
دی ۹, ۱۴۰۳

بخش چهل و هفتم : دل بستن سهراب به گرد آفرید

  چون نگهبان صدای سهراب شنید، به او جواب داد: منم هژیر. بدان که اکنون سرت را از تنت جدا میکنم و سوی شهریار ایران می […]
دی ۹, ۱۴۰۳

بخش چهل و هشتم : دلبستگی سهراب به گرد آفرید

  آن هوروش زیبا با خنجر زبانش چنان دل پهلوان جوان را ریش کرد که سهراب بی درنگ به ویرانی دژ فرمان داد. چون خبر ویرانی […]
دی ۹, ۱۴۰۳

بخش چهل و نهم : هومان، سهراب را پند می دهد

  چون داغ عشق سهراب بر چهره اش نمایان شد، هومان، سردار به نام تورانی دریافت که پهلوان جوان به دام عشق ماهرخی گرفتار گشته است. […]
دی ۹, ۱۴۰۳

بخش پنجاهم : رستم و سهراب

  گیو بی درنگ خود را به زابلستان رساند و نامه شهریار را به دست رستم داد. آنگاه از آنچه که در دژ سپید رخ داده […]
دی ۹, ۱۴۰۳

بخش پنجاه و یکم : درنگ رستم و خشم کی کاووس

  شهریار ایران که از درنگ چندروزه رستم و گیو خشمگین شده بود، چون دو پهلوان را دید خشم بر رو چیره شد و بانگی برآورد […]
دی ۹, ۱۴۰۳

بخش پنجاه و دوم : کشته شدن ژندرز به دست رستم

  چون خورشید غروب کرد، تهمتن سوی کی کاووس رفت و گفت: آهنگ آن دارم که سوی سپاه توران روم تا آگاهی بیشتری از آنان به […]
دی ۹, ۱۴۰۳

بخش پنجاه و سوم : سهراب نشان پدر را می جوید

  چون روز شد و خورشید در آسمان لاجوردی طلوع کرد، سهراب از جای برخاست و تن به جامه نبرد آراست. آنگاه دستور داد تا هژیر […]
دی ۹, ۱۴۰۳

بخش پنجاه و چهارم : رزم رستم و سهراب

  چون سهراب راهی میدان کارزار شد، خروشید و گفت: سوگند خورده ام تا انتقام خون ژندرزم را از ایرانیان بگیرم و کی کاووس را زنده […]
دی ۹, ۱۴۰۳

بخش پنجاه و پنجم : رستم از نبرد با سهراب درمانده می شود

  چون جنگ به نیمه رسید، دو پهلوان بر هم پیچیدند. رستم دستان که به اشاره انگشتی کوه را با خاک یکسان می کرد، چون دست […]
دی ۹, ۱۴۰۳

بخش پنجاه و ششم : کشتی گرفتن رستم و سهراب

  چو تاریکی شب گذشت و سپیده سر زد، دو پهلوان بر سر قرار آمدند. سهراب با گشاده رویی به جهان پهلوان گفت: بیا تا تیر […]
دی ۹, ۱۴۰۳

بخش پنجاه و هفتم : پیروزی سهراب بر رستم

  دو پهلوان چو شیران غران برهم آویختند و کشتی گرفتند. آنچنان که جوی خون و عرق از تنشان روان شد. سرانجام سهراب جوان کمربند رستم […]
دی ۹, ۱۴۰۳

بخش پنجاه و هشتم : کشته شدن سهراب به دست رستم

  پس دیگر بار، دو پهلوان در دشت نبرد به کشتی پرداختند. از بخت بد، نیروی سهراب به زوال رفته بود. جهان پهلوان سهراب را بالای […]
دی ۹, ۱۴۰۳

بخش پنجاه و نهم : سوگواری رستم در مرگ سهراب

  گودرز، تا کینه کی کاووس دید، نزد رستم بازگشت و گفت: شهریار ایران هنوز کینه سهراب را به دل دارد و دشنامش را به یاد. […]
دی ۹, ۱۴۰۳

بخش شصتم : زاری تهمینه در سوگ فرزند

  چون خبر مرگ سهراب به مادر رسید، زاری کنان به سوگواری فرزند ارجمندش نشست و بر در و دیوار کاخ پارچه های سیاه کشید. آنگاه […]

برای مشاهده و نصب برنامه های قصه های ماندگار ادبی به دو زبان فارسی و انگلیسی روی تصویر زیر کلیک کنید.

 

قصه های ماندگار ادبی

 

بازگشت به صفحه مجله اینترنتی تیناسافت