زال به همراه سام و سپاهیانش راهی کاخ منوچهر شد و چون چند روزی را در کاخ شهریار ایران گذراند، به همراه پدر به سوی زابلستان روانه شد.
چون به سیستان رسیدند، مردم و بزرگان شهر به پیشوازشان رفتند و با جشن و شادمانی بر سر نریمان و زال در و گوهرها فشاندند.
دیری نگذشت که شهریار جهان پهلوان را به جنگ با گرگساران فراخواند. سام، زال را به جای خود نشاند و از بزرگان خواست تا فرزندش را یاری کنند و زال را به آموختن دانش و خرد، پند بسیار داد.
جهان پهلوان با سی هزار سپاه راهی گرگساران و مازندران شد و زال به سفارش پدر دانش آموخت تا به آسایش و آرامش برسد.