قصه صوتی شاهزاده قورباغه

کودکانه های آموزش 24

 

نسخه کامل این داستان را از اینجا بشنوید:

 

یکی بود یکی نبود. پادشاهی بود که توی یه شهر بزرگ حکومت می کرد. این پادشاه یه دختر داشت که خیلی زیبا و دوست داشتنی بود. اون هرروز می رفت توی حیاط قصر و بازی می کرد. از وسط قصر پادشاه یه چشمه ی کوچیکی رد می شد.

 

 

 

 شاهزاده همیشه می رفت کنار چشمه و بازی می کرد. یه روز که طبق معمول هرروز رفت و مشغول بازی کنار چشمه شد، خسته شد و تصمیم گرفت بره و روی کنده درختی که کنار چشمه بود بشینه و پاهاشو توی آب چشمه خنک کنه. شاهزاده رفت و کفشاشو درآورد و نشست. اما همینکه پاهاشو توی آب کرد ناگهان کفشش از کنارش لیز خورد و افتاد توی آب چشمه. شاهزاده کوچولو خیلی ناراحت شد بچه ها. خم شد تا دنبال لنگه کفشش بگرده. اما هرچی گشت نتونست اونو پیدا کنه. اون حالا دیگه مجبور بود پابرهنه تا قصر بره…

 

تهیه شده در : تیناسافت

 

برای مشاهده نسخه انیمیشنی این داستان و قصه های دیگر، برنامه زیر را نصب نمایید:

قصه های کودکانه

 

بازگشت به صفحه داستان های کوتاه کودکانه

1 Comment

  1. این قصه عالیه ممنون از شما 😃😃😄😄

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *