نمایش آنلاین برنامه های آموزشی ، فرهنگی و سرگرمی

داستان های کوتاه کودکانه


مهر ۶, ۱۴۰۲

قصه خر ساده و روباه مکار

    در گذشته های خیلی خیلی دور، در بیشه زاری سر سبز و خرم، شیرلاغر و بیماری زندگی می کرد که بر اثر پیری و […]
آبان ۶, ۱۴۰۲

قصه مورچه و کبوتر

      روزی مورچه‌ای در حال آب خوردن از رودخانه بود که ناگهان تعادل خود را از دست داد و به رودخانه افتاد. مورچه به […]
آذر ۲۸, ۱۴۰۳

قصه صوتی جک و لوبیای سحرآمیز

    نسخه کامل داستان را از اینجا بشنوید:     جک با مادرش توی یه روستا زندگی می کردند. اونا یه گاو داشتند که هرروز […]
بهمن ۲۷, ۱۴۰۳

قصه ایب، سگ راهنما – نویسنده : تی. آلبرت

      این یک داستان کودکانه زیبا است که درباره یک سگ خدمت رسان است.     وقتی توله‌سگ بودم، صاحبم به من گفت که […]
بهمن ۲۰, ۱۴۰۳

قصه روباه تنها (داستانی برای آموزش عدد ۱ )

    روزی روزگاری در جنگلی بزرگ و سبز، روباهی تنها زندگی می‌کرد. او خیلی دوست داشت با حیوانات دیگر بازی کند، اما همه آن‌ها مشغول […]
آبان ۷, ۱۴۰۲

قصه سه بچه خوک

      روزی روزگاری سه بچه خوک با مادرشان در جنگلی زندگی می‌کردند. مادرشان پول کافی برای مراقبت از بچه هایش را نداشت. به همین […]
آبان ۲۴, ۱۴۰۳

قصه جوجه اردک زشت

      در یک مزرعه‌ی دنج، در کنار برکه‌ای آرام، اردکی مادر داشت جوجه‌آوری می‌کرد. همه تخم‌ها یکی یکی شکسته شدند و جوجه اردک‌های کوچولو […]
بهمن ۳۰, ۱۴۰۳

کلاغ زیرک و توت‌های خوشمزه (داستانی برای آموزش جمع ۴+۳ )

    کلاغ سیاه و زیرکی به نام زاغی در بالای درخت گردو خانه داشت. یک روز صبح، زاغی از خواب بیدار شد و حسابی گرسنه […]
آذر ۲۰, ۱۴۰۳

قصه صوتی دوستی سگ و گربه

  نسخه کامل داستان را از اینجا بشنوید:   یکی بود یکی نبود. غیر از خدای مهربون هیچکس نبود. وسط یه شهر بزرگ، یه خونه ی […]
بهمن ۲۸, ۱۴۰۳

خرگوش های بازیگوش و هویج های خوشمزه (داستانی برای آموزش جمع ۱+۱ )

    یک روز آفتابی، دو خرگوش کوچولو به نام‌های پُفک و نبات، در باغچه‌ی سبزیجات بازی می‌کردند. آن‌ها عاشق هویج‌های نارنجی و ترد بودند و […]
اسفند ۲, ۱۴۰۳

قصه سه چرخه جادویی – نویسنده : تی. آلبرت

      راس کوچولو ناراحت بود. او مثل همه بچه‌ها یک سه‌چرخه‌ی نو و قشنگ نداشت. تنها چیزی که داشت یک سه‌چرخه قدیمی بود که […]
بهمن ۳۰, ۱۴۰۳

خرگوش کوچولو و دوستاش (داستانی برای آموزش جمع ۶+۲ )

    در یک جنگل زیبا، حیوانات زیادی با هم زندگی می‌کردند. یکی از این حیوانات، خرگوش کوچولوی بازیگوش بود. خرگوش کوچولو خیلی دوست داشت با […]
آبان ۲۵, ۱۴۰۳

قصه زاغ و بوف – برگرفته از حکایت های کلیله و دمنه

      روزی روزگاری، در یک کوه بلند، درختی بزرگ بود. روی این درخت، هزاران زاغ زندگی می‌کردند. آن‌ها یک رئیس داشتند که همه از […]
اسفند ۳, ۱۴۰۳

قصه پرونده لبخند گم‌شده – نویسنده : تی. آلبرت

      کارآگاه پیترسون ، در حالی که یه نگاه به کوه بزرگی از گزارش‌ها روی میزش انداخت بلند گفت: «حالا این یه پرونده خیلی […]
مهر ۶, ۱۴۰۲

قصه سگ طمع کار

    فصل بهار بود . روی تپه سرسبز و خرم گل های زرد و قرمز وحشی زیر تابش نور آفتاب می درخشیدند و با وزش […]
آبان ۲۴, ۱۴۰۳

قصه فیل کوچولوی شجاع

      در جنگلی سرسبز و بزرگ، فیل کوچولویی زندگی می‌کرد. او خیلی کوچولو بود و از اینکه نمی‌توانست مثل بقیه حیوانات سریع بدود یا […]
آبان ۲۴, ۱۴۰۳

قصه سیندرلا

    روزی روزگاری، دختری زیبا و مهربان به نام سیندرلا زندگی می‌کرد. مادر او در کودکی فوت کرده بود و پدرش با زنی بدجنس و […]
بهمن ۲۹, ۱۴۰۳

خرس ماهیگیر (داستانی برای آموزش جمع ۳+۱ )

      در کنار برکه ای در جنگل، یک خرس ماهیگیر به نام سام زندگی می‌کرد. سام ماهیگیری ماهر بود و هر روز صبح زود […]
بهمن ۳۰, ۱۴۰۳

گرگهای کوچولو (داستانی برای آموزش جمع ۶+۳ )

    روزی روزگاری، در جنگلی بزرگ و زیبا، سه گرگ کوچولو به نام‌های تامی، تیلی و توبا زندگی می‌کردند. آن‌ها خیلی بازیگوش بودند و همیشه […]
بهمن ۳۰, ۱۴۰۳

میمون بازیگوش و دوستش فیلی (داستانی برای آموزش تفریق ۱-۲ )

    در جنگلی زیبا، میمونی بازیگوش به نام پَشو زندگی می‌کرد. یک روز، میمو ۲ موز خوشمزه پیدا کرد. او خیلی خوشحال شد و تصمیم […]
فروردین ۲۵, ۱۴۰۴

قصه راه جنگل – نویسنده : تی. آلبرت

      سال‌ها پیش، در دل جنگل‌های شمالی، خرسی بزرگ به نام پاو-پاو زندگی می‌کرد. او قوی‌ترین و شجاع‌ترین خرس زندۀ دنیا بود و مورد […]
فروردین ۲۴, ۱۴۰۴

قصه پیدا کردن قورباغه– نویسنده : تی. آلبرت

    من یک قورباغه پیدا کردم.     با اینکه خودم نوه دارم، انگار دیروز بود که از مدرسه برگشتم و یک قورباغه در اتاقم […]
آبان ۱۷, ۱۴۰۳

قصه تمساح کوچولوی ترسو

      در دل یک باتلاق تاریک و عمیق، تمساح کوچولویی به نام تیمی زندگی می‌کرد. بر خلاف بقیه‌ی تمساح‌های خانواده‌اش که قوی و جسور […]
بهمن ۳۰, ۱۴۰۳

ماجراجویی زنبور و گل های خوشبو (داستانی برای آموزش جمع ۳+۳ )

    در یک باغچه‌ی رنگارنگ و پر از گل‌های زیبا، زنبوری به نام وزوز زندگی می‌کرد. وزوز زنبور خیلی باهوش و کنجکاو بود. او هر […]
آبان ۱۰, ۱۴۰۲

قصه غاز تخم طلا

      در مزرعه‌ای یک کشاورز  به همراه همسرش زندگی می‌کردند. آنها غازی داشتند که با بقیه غازها فرق داشت. غاز آنها قادر بود هر […]
آذر ۲۰, ۱۴۰۳

قصه صوتی چوپان دروغگو

  نسخه کامل این داستان نوستالوژی را از اینجا بشنوید:     در زمان های خیلی قدیم توی یه روستای سرسبز و قشنگ پسرکی زندگی می […]
بهمن ۲۹, ۱۴۰۳

قصه انجام دادن کارهای خانه – نویسنده : تی. آلبرت

    این یک داستان کودکانه زیبا است که درباره انجام دادن کارهای خانه توسط فرزندان است.     من دوست دارم کارهای خانه را انجام […]
دی ۲, ۱۴۰۳

قصه صوتی علی بابا و چهل دزد

  نسخه کامل داستان را از اینجا بشنوید:     در روزگاران گذشته در گوشه‌ای از این دنیا مردی به همراه همسرش در حاشیه یک شهر […]
بهمن ۲۴, ۱۴۰۳

رنگین کمان و هفت دوست (داستانی برای آموزش عدد ۷ )

    یک روز بارانی، هفت تا حیوان دوست داشتنی در یک جنگل رنگارنگ جمع شده بودند. یک روباه نارنجی، یک خرگوش سفید، یک خرس قهوه‌ای، […]
آذر ۲۰, ۱۴۰۳

قصه صوتی خانه شکلاتی

  نسخه کامل داستان را از اینجا بشنوید:   یکی بود یکی نبود. روزی روزگاری دوتا بچه ی زرنگ و بازیگوش با پدر و نامادریشون توی […]
بهمن ۲۴, ۱۴۰۳

هشت تا جوجه اردک کوچولو (داستانی برای آموزش عدد ۸ )

    یک مامان اردک مهربون، هشت تا جوجه اردک ناز داشت. هر روز صبح، مامان اردک بچه‌هایش را برای گردش به کنار دریاچه می‌برد. آن‌ها در […]
فروردین ۲۴, ۱۴۰۴

قصه یک سگ روی تنه درخت – نویسنده : تی. آلبرت

    روی ساحل کنار درختی، خانواده‌ام و من نشسته بودیم.     سپس یک خوک فریاد زد: “یک سگ روی تنه درخت است!”     […]
دی ۲, ۱۴۰۳

قصه صوتی پرنسس و نخود

  نسخه کامل داستان را از اینجا بشنوید:     در زمان‌های دور، در مملکتی خیلی دور، پادشاه جوانی زندگی می‌کرد که خواستار ازدواج با یک […]
مهر ۶, ۱۴۰۲

قصه شیر نادان و خرگوش دانا

    در جنگلی سرسبز و خرم، حیوانات مختلفی با خوبی و خوشی کنار هم زندگی  می کردند.  روزها، وقتی پرتو نور خورشید از لابه لای […]
آذر ۲۰, ۱۴۰۳

قصه صوتی کدو قلقله زن

  نسخه کامل داستان را از اینجا بشنوید:   در روزگارای قدیم توی یه شهر کوچیک یه خاله پیرزن زندگی می کرد که از دار دنیا […]
آبان ۲۵, ۱۴۰۳

قصه قورباغه و مار – برگرفته از حکایت های کلیله و دمنه

      در برکه‌ای زیبا، قورباغه‌ای زندگی می‌کرد. او لانه‌ای داشت و در آن‌جا تخم‌گذاری می‌کرد. اما مشکلی بزرگ وجود داشت؛ ماری در نزدیکی آن […]
آذر ۲۰, ۱۴۰۳

قصه صوتی شنگول و منگول و حبه ی انگور

  نسخه کامل این داستان را از اینجا بشنوید:   یکی بود یکی نبود. توی یه چمنزار بزرگ، یه خانم بزی خوب و مهربون با بزغاله […]
فروردین ۲۵, ۱۴۰۴

قصه اژدهایان – نویسنده : تی. آلبرت

      چینی‌ها عاشق اژدها هستند. آن‌ها باور دارند که اژدها قدرتمند و حکیم است و خوش شانسی می‌آورد. معابد زیادی در چین ساخته شده‌اند […]
اسفند ۹, ۱۴۰۳

قصه تفریح حبابی – نویسنده : تی. آلبرت

  یک داستان سرشار از شادی و بازی‌های سرگرم‌کننده. یک کتاب بازیگوشانه پر از تصاویر شگفت‌انگیز و ترفندهای عجیب که هر کودکی را وادار می‌کند که […]
دی ۲, ۱۴۰۳

قصه صوتی هدیه کریسمس

  نسخه کامل داستان را از اینجا بشنوید:     شب کریسمس بود. بچه‌ها مشغول برف بازی بودند. اسکروچ از پشت پنجره به بیرون نگاه می‌کرد. […]
مرداد ۱۶, ۱۴۰۲

قصه گردنبند گربه

      همه موش های خانه با هم جلسه گذاشته بودند. تعداد آنها رفته رفته رو به کاهش بود. گربه قاتل، هر روز یکی از […]
فروردین ۲۵, ۱۴۰۴

قصه خلوتگاه دزدان دریایی – نویسنده : تی. آلبرت

      آررغ، ای رفقای دلیر، من برای شما داستانی دارم، داستانی از گنج‌های ناشناخته و پسری جوان که آن‌ها را یافت. و می پرسید […]
دی ۲, ۱۴۰۳

قصه صوتی پسر پرنده

  نسخه کامل داستان را از اینجا بشنوید:     در روزگاران قدیم، خانواده‌ای بودند به نام دارلینگ. این خانواده سه تا بچه داشتند. دو تا […]
آذر ۲۰, ۱۴۰۳

قصه صوتی شنل قرمزی

    نسخه کامل داستان را از اینجا بشنوید:   کنار یه جنگل بزرگ و قشنگ که پر بود از گل های رنگارنگ یه کلبه ی […]
بهمن ۲۹, ۱۴۰۳

مورچه کوچولو و پروانه رنگارنگ (داستانی برای آموزش جمع ۷+۱ )

    در یک باغچه‌ی پر از گل‌های رنگارنگ، مورچه‌ی کوچولویی به نام مینا زندگی می‌کرد. مینا خیلی دوست داشت دانه‌های شیرین جمع کند و آن‌ها […]
مهر ۷, ۱۴۰۲

قصه مرد با ایمان و بچه موش

    یکی بود یکی نبود. در گذشته های خیلی خیلی دور، در دهکده ای سرسبز و قشنگ، کشاورز خداشناس و با ایمانی با همسر مهربانش […]
اسفند ۸, ۱۴۰۳

قصه کروکر، قورباغه نر – نویسنده : تی. آلبرت

    مدتی پیش، در رودخانه‌ای با آب‌های زلال و شفاف، نزدیک به یک شهر کوچک، دو ماهی خیلی بزرگ زندگی می‌کردند. در واقع، این ماهی‌ها […]
اسفند ۳, ۱۴۰۳

قصه کاپیتان فنتستیک – نویسنده : تی. آلبرت

      پرنسس آورا همیشه بهترین جشن‌های تولد رو برگزار می‌کنه و امسال دوستانش از سراسر کهکشان راهی سیاره‌اش بودن تا از جشن‌ها لذت ببرند. […]
اسفند ۲, ۱۴۰۳

قصه دیلان اژدها – نویسنده : زانی متو

      دیلان، اژدهای آبی و جوان، در دل کوه‌های سنگی راک‌استون در اسکاتلند زندگی می‌کرد. هر روز صبح، همین که خورشید از پشت کوه‌ها […]
دی ۲, ۱۴۰۳

قصه صوتی سفید برفی و هفت کوتوله

  نسخه کامل داستان را از اینجا بشنوید:     در روزگاران قدیم پادشاهی بود که با همسرش در یک قصر باشکوه زندگی می‌کردند. همسر پادشاه […]
بهمن ۲۹, ۱۴۰۳

جغد دانا و آجیل های خوشمزه (داستانی برای آموزش جمع ۶+۱ )

    در جنگلی سرسبز، جغدی دانا به نام هوپا زندگی می‌کرد. هوپا خیلی به ریاضی علاقه داشت و همیشه دنبال راه‌های جدیدی برای یادگیری بود. […]
بهمن ۲۹, ۱۴۰۳

موش کوچولو و خرگوش مهربان (داستانی برای آموزش جمع ۴+۱ )

    یکی بود یکی نبود، توی یک باغچه‌ی بزرگ و قشنگ، موش کوچولویی به نام مینی و خرگوشی مهربانی به نام بانی زندگی می‌کردند. مینی، […]
بهمن ۲۹, ۱۴۰۳

قصه مدرسه جنگلی سانی میدوز – نویسنده : تی. آلبرت

    این یک داستان کودکانه زیبا است که درباره گردش مدرسه جنگلی چمنزارهای آفتابی است.   وقتی که کلاس اول مدرسه جنگلی چمنزارهای آفتابی، راهی […]
فروردین ۲۵, ۱۴۰۴

قصه کوهنوردی – نویسنده : تی. آلبرت

      ماندی خوش‌شانس بود چون او و مادرش با پدربزرگ و مادربزرگش زندگی می‌کردند و هیچ چیز برایش بهتر از این نبود که وقتش […]
بهمن ۲۴, ۱۴۰۳

پشو، میمون بازیگوش (داستانی برای آموزش عدد ۰ )

    در یک جنگل زیبا و پر از حیوانات، میمونی بازیگوش به نام پشو زندگی می‌کرد. پشو عاشق بازی با اعداد بود و همیشه سعی […]
بهمن ۲۴, ۱۴۰۳

نه کبوتر بازیگوش (داستانی برای آموزش عدد ۹ )

    در یک پارک بزرگ و قشنگ، درخت بزرگی بود. روی شاخه‌های این درخت، لانه‌ی نه تا کبوتر بازیگوش بود. هر روز صبح، این نه […]
بهمن ۳۰, ۱۴۰۳

جوجه اردکهای بازیگوش (داستانی برای آموزش تفریق ۲-۴ )

  در جنگلی زیبا، چهار تا جوجه اردک کوچولو به نام‌های جیک، جک، کواک و کیکی زندگی می‌کردند. آن‌ها خیلی دوست داشتند با هم بازی کنند […]
آبان ۲۴, ۱۴۰۳

قصه شنل قرمزی

  روزی روزگاری دختری کوچک بود که به خاطر شنل قرمزی رنگینی که همیشه می‌پوشید، همه او را شنل قرمزی صدا می‌کردند. یک روز مادرش از […]
آبان ۱۷, ۱۴۰۳

قصه تمساح مهربان و گل نیلوفر

      در دل یک رودخانه‌ی آرام و زیبا، تمساح بزرگی زندگی می‌کرد. اسمش تام بود. تام برخلاف خیلی از تمساح‌ها که ترسناک و خشن […]
آذر ۲۸, ۱۴۰۳

قصه صوتی دخترک کبریت فروش

  نسخه کامل داستان را از اینجا بشنوید:     یکی از شب های زمستون بود. برف می بارید. مردم با عجله به اینطرف و آنطرف […]
مهر ۶, ۱۴۰۲

قصه دو کبوتر

    درجنگلی سر سبز و قشنگ ،  روی شاخه کهنسال ترین درخت بلوط دو کبوتر سفید آشیانۀ کوچکی داشتند.    با شروع فصل تابستان وقتی […]
اسفند ۹, ۱۴۰۳

قصه هکتور، خرچنگ گوشه گیر – نویسنده : تی. آلبرت

  وقتی که هکتور خرچنگ تنها در شن‌های کم‌عمق آبگیر می خزید، سایه عجیبی را دید که در حال گسترش در تپه‌ها و دره‌های کوچکی از […]
دی ۲, ۱۴۰۳

قصه صوتی دیو و دلبر

  نسخه کامل داستان را از اینجا بشنوید:     در روزگاران گذشته، بازرگان ثروتمندی بود که سه دختر داشت. دختر کوچیکش عاشق گل رز بود […]
آذر ۲۸, ۱۴۰۳

قصه صوتی آلیس در سرزمین عجایب

  نسخه کامل داستان را از اینجا بشنوید:     آلیس با خواهرش به جنگل رفته بود. یکدفعه خرگوشی رو دید که با جلیقه و ساعت […]
آبان ۲۴, ۱۴۰۳

قصه پینوکیو

      روزی روزگاری، نجار پیری به نام ژپتو زندگی می‌کرد. او آرزوی داشتن پسری را داشت. روزی تصمیم گرفت عروسکی چوبی بسازد و نام […]
فروردین ۲۴, ۱۴۰۴

قصه برف و باران– نویسنده : تی. آلبرت

    آیا تا به حال درباره‌ی باران، برف، بوران و تگرگ فکر کرده‌ای؟     سلام، من پروفسور مویس تور هستم و قرار است درباره‌ی […]
بهمن ۲۹, ۱۴۰۳

آهو و گل های رنگارنگ (داستانی برای آموزش جمع ۵+۱ )

    در دل جنگلی سرسبز، آهویی زیبا به نام باران زندگی می‌کرد. باران عاشق گل‌های رنگارنگ بود و هر روز برای چیدن گل‌های تازه به […]
اسفند ۸, ۱۴۰۳

قصه مامان، تنوع یعنی چی – نویسنده : تی. آلبرت

  مادر سالی پرسید: “مدرسه چطور بود؟”     سالی با یک لبخند بزرگ گفت: “خوب بود، اما معلمم، خانم تالبرت، شروع کرد به صحبت درباره […]
مرداد ۱۶, ۱۴۰۲

قصه کلاغ و مار

      درخت بانیان بزرگی در میان جنگلی انبوه وجود داشت که شاخه های آن در همه جهات پخش شده بودند و سایه بزرگی بر […]
بهمن ۲۹, ۱۴۰۳

قورباغه ها و حشرات (داستانی برای آموزش جمع ۸+۱ )

    در یک برکه‌ی زیبا، قورباغه‌ای به نام قورباغه زندگی می‌کرد. قورباغه عاشق جمع‌آوری حشرات بود و آن‌ها را در لانه‌اش پنهان می‌کرد. یک روز، […]
اسفند ۲, ۱۴۰۳

قصه جسی خرگوشه – نویسنده : تی. آلبرت

  تمام حیوانات جنگل همیشه جسی خرگوش رو به خاطر خجالتی بودنش مسخره‌ می‌کردند. اما وقتی یک دوست به دردسر می‌افتد، این جسی خجالتی است که […]
آذر ۲۰, ۱۴۰۳

قصه صوتی شاهزاده قورباغه

  نسخه کامل این داستان را از اینجا بشنوید:   یکی بود یکی نبود. پادشاهی بود که توی یه شهر بزرگ حکومت می کرد. این پادشاه […]
اسفند ۸, ۱۴۰۳

قصه مخلوط کردن – نویسنده : تی. آلبرت

    سلام! اسم من سالی هست و من در نیویورک سیتی، در ایالات متحده آمریکا زندگی می‌کنم. امروز یه روز پاییزی سرد و ابریه و […]
فروردین ۲۵, ۱۴۰۴

قصه هنوز نرسیدیم؟ – نویسنده : تی. آلبرت

      جنی و جیمی دوقلو بودند و چقدر هیجان‌زده بودند! آن‌ها به تازگی پیش‌دبستانی را تمام کرده بودند و چون خوب عمل کرده بودند، […]
آذر ۲۸, ۱۴۰۳

قصه صوتی بهترین نوازندگان

  نسخه کامل داستان را از اینجا بشنوید:     مردی در یک روستا خری داشت که سال ها ازش کار کشیده بود اما حالا دیگه […]
آبان ۲۴, ۱۴۰۳

قصه روباه حیله گر و مرغ سرخ

      یکی بود و یکی نبود، روباهی بود که خیلی حیله‌گر و زیرک بود. این روباه همیشه دنبال راهی بود تا بتواند حیوانات دیگر […]
اسفند ۳, ۱۴۰۳

قصه همی همستر – نویسنده : تی. آلبرت

    من همی همستر هستم! من با مامانم، هنریتا، بابام، هری، خواهرم، هاچی، و برادرم، هال، زندگی می‌کنم.     ما در آمریکای جنوبی زندگی […]
بهمن ۲۴, ۱۴۰۳

شش تا جوجه تیغی دوست (داستانی برای آموزش عدد ۶ )

    یک روز صبح آفتابی، شش تا جوجه تیغی کوچولو با هم قرار گذاشتند تا به گردش بروند. آن‌ها خیلی هیجان‌زده بودند. هر کدام یک […]
بهمن ۳۰, ۱۴۰۳

سنجاب های بازیگوش و آجیل های خوشمزه (داستانی برای آموزش جمع ۳+۲ )

    در جنگلی سرسبز و زیبا، دو سنجاب دوست داشتنی به نام‌های لورا و مایا زندگی می‌کردند. آن‌ها عاشق جمع کردن گردو‌های خوشمزه بودند و […]
اسفند ۳, ۱۴۰۳

قصه آیا می دانید چرا حشرات مفیدند؟ – نویسنده : تی. آلبرت

      بتی کوچولو در حال قدم زدن توی باغ سبزیجات بود که ناگهان شروع به جیغ زدن کرد. «حشرات، حشرات زشت و ترسناک! همه […]
بهمن ۳۰, ۱۴۰۳

شیر مهربان و گرگ (داستانی برای آموزش تفریق ۱-۶ )

    در جنگلی بزرگ، شیری به نام سلطان زندگی می‌کرد. سلطان خیلی قوی و مهربان بود. او همیشه از حیوانات دیگر مراقبت می‌کرد. یک روز، […]
بهمن ۲۱, ۱۴۰۳

دو تا خرگوش کوچولو (داستانی برای آموزش عدد ۲ )

    در دل یک جنگل سبز و قشنگ، دو تا خرگوش کوچولو به نام‌های پشمک و نبات زندگی می‌کردند. پشمک خرگوشی شیطون و بازیگوش بود […]
بهمن ۲۴, ۱۴۰۳

خرگوش کوچولو و لاک پشت مهربان (داستانی برای آموزش جمع ۰+۱ )

    در جنگلی زیبا و سرسبز، حیوانات مختلفی زندگی می‌کردند. یکی از این حیوانات، خرگوش کوچولویی بود که خیلی بازیگوش و پرانرژی بود. خرگوش کوچولو […]
آبان ۱۰, ۱۴۰۲

قصه مسابقه خرگوش و لاک پشت

      روزی لاک پشتی در جنگلی مشغول راه رفتن بود. در این هنگام خرگوشی او را دید و با صدای بلند شروع به خندیدن […]
بهمن ۳۰, ۱۴۰۳

گنجشگ ها و پروانه ها (داستانی برای آموزش جمع ۵+۴ )

    در یک باغ بزرگ و زیبا، چهار گنجشک کوچولو به نام‌های جیک، جیکو، جیکی و جیکا زندگی می‌کردند. آنها همیشه با هم بازی می‌کردند […]
خرداد ۱۲, ۱۴۰۳

قصه پیتر ، خرگوش کوچولوی بازیگوش – نویسنده : بئاتریکس پاتر

    روزی روزگاری چهار خرگوش کوچولو بودند که نام‌هایشان فلپسی، موپسی، دم پنبه ای و پیتر بود. آنها با مادرشان در یک ساحل شنی، زیر […]
بهمن ۳۰, ۱۴۰۳

پلنگ و روباه (داستانی برای آموزش جمع ۰+۲ )

    در جنگلی انبوه و تاریک، پلنگی به نام “سیاه” زندگی می‌کرد. سیاه، پلنگی قوی و شجاع بود، اما کمی هم مغرور بود. او همیشه […]
دی ۲, ۱۴۰۳

قصه صوتی شیر و موش

  نسخه کامل داستان را از اینجا بشنوید:     تو یه جنگل زیبا و سرسبز یه موش کوچولو بود که دلش می‌خواست بازی کنه. اون […]
آذر ۲۰, ۱۴۰۳

قصه صوتی خرگوش بازیگوش و لاک پشت باهوش

  نسخه کامل داستان را از اینجا بشنوید:   یکی بود یکی نبود. در روزگارهای قدیم، توی یه جنگل سرسبز و خرم، حیوونای زیادی زندگی می […]
آبان ۲۴, ۱۴۰۳

قصه سفیدبرفی و هفت کوتوله

    روزی روزگاری ملکه‌ای زیبارو بود که از دیدن انعکاس خودش در آینه بسیار لذت می‌برد. روزی از آینه پرسید: «ای آینه، آینه، بگو ببینم، […]
بهمن ۳۰, ۱۴۰۳

مار و خرگوش و لاک پشت (داستانی برای آموزش تفریق ۵-۹ )

      در جنگلی زیبا، یک مار به نام سی سی، یک خرگوش بازیگوش به نام خرخی و یک لاک پشت مهربان به نام لاکی […]
مرداد ۱۶, ۱۴۰۲

قصه روباه و طبل

      روباهی به نام شیکا در یک جنگل بزرگ زندگی می کرد. در این جنگل حیوانات دیگر با خانواده و یا به صورت گروهی […]
مهر ۶, ۱۴۰۲

قصه مار و خانم قورباغه

    یکی بود، یکی نبود. زیر گنبد کبود، در چمن زاری سرسبز و قشنگ، کنار برکه ای زلال و آبی رنگ، خانم قورباغه ای با […]
دی ۲, ۱۴۰۳

قصه صوتی سیندرلا

  نسخه کامل داستان را از اینجا بشنوید:   دختری زیبا به نام سیندرلا که مادرش سال‌ها پیش مرده بود، پدرش هم بعد از ازدواج با […]
بهمن ۳۰, ۱۴۰۳

فیل مهربان و دوست زرافه اش (داستانی برای آموزش جمع ۲+۲ )

    روزی روزگاری در دل جنگل، فیل بزرگی به نام آرام زندگی می‌کرد. آرام فیل خیلی مهربانی بود و دوست داشت با همه حیوانات بازی […]
بهمن ۳۰, ۱۴۰۳

ماجراجویی میمون و پاندا (داستانی برای آموزش جمع ۴+۲ )

      در دل جنگل انبوهی، میمونی بازیگوش به نام بانی و پاندای دوست داشتنی به نام پانی زندگی می‌کردند. این دو دوست صمیمی، عاشق […]
بهمن ۳۰, ۱۴۰۳

تمساح و کرگدن (داستانی برای آموزش تفریق ۴-۷ )

      در کنار رودخانه‌ای بزرگ در جنگل، یک تمساح به نام تامی و یک کرگدن به نام کارلی زندگی می‌کردند. تامی عاشق شنا کردن […]
اسفند ۸, ۱۴۰۳

قصه بالا در فضا – نویسنده : تی. آلبرت

    وقتی که کنار پنجره می‌ایستی و به پایین و اطراف نگاه می‌کنی، چیزهای زیادی رو می‌بینی که روی زمین در حال حرکت هستند.   […]
بهمن ۲۹, ۱۴۰۳

شیر کوچولو و زرافه (داستانی برای آموزش جمع ۲+۱ )

    یک روز گرم تابستانی، شیر کوچولویی به نام رعد در جنگل پرسه می‌زد. او خیلی دوست داشت با دوستانش بازی کند، اما همه آن‌ها […]
دی ۲, ۱۴۰۳

قصه صوتی پینوکیو

  نسخه کامل داستان را از اینجا بشنوید:   در روزگاران قدیم، پیرمردی تنها به نام ژپتو توی یه کلبه کوچیک زندگی می‌کرد. اون هیچ فرزندی […]
آذر ۲۰, ۱۴۰۳

قصه صوتی بند انگشتی

  نسخه کامل داستان را از اینجا بشنوید:     در زمان‌های خیلی قدیم، زنی مهربان و خوش قلب بود که بچه نداشت. اون تنها زندگی […]
آذر ۱۸, ۱۴۰۳

قصه صوتی اسب بالدار

    نسخه کامل داستان را از اینجا بشنوید:   در روزگاران قدیم توی یک شهر بزرگ و قشنگ پادشاهی زندگی می‌کرد. این پادشاه قصه ما […]
بهمن ۲۴, ۱۴۰۳

قصه قایم موشک و گنج پنهان – نویسنده : تی. آلبرت

      یک بازی ساده‌ی قایم‌موشک، ماجراجویی بزرگ زندگی‌شان را رقم می‌زند!   جیمز، خواهرش سالی و بهترین دوستشان مارک  حسابی حوصله‌شان سر رفته بود. […]
بهمن ۳۰, ۱۴۰۳

سه تا خرگوش کوچولو (داستانی برای آموزش تفریق ۲-۳ )

    در جنگلی سرسبز، سه تا خرگوش کوچولو به نام‌های سفید برفی، پنبه‌ای و فلفلی زندگی می‌کردند. آن‌ها خیلی دوست داشتند با هم بازی کنند […]
بهمن ۳۰, ۱۴۰۳

روباه و مارمولک (داستانی برای آموزش تفریق ۳-۸ )

      در جنگلی انبوه، روباهی حیله‌گر به نام روبی و مارمولکی بازیگوش به نام لیزی زندگی می‌کردند. روبی همیشه به دنبال غذا بود و […]
بهمن ۳۰, ۱۴۰۳

زرافه و فیل (داستانی برای آموزش تفریق ۳-۵ )

      در جنگل‌های سرسبز آفریقا، زرافه‌ای گردن‌دراز به نام زویا و یک فیل مهربان به نام فیلی زندگی می‌کردند. زویا خیلی دوست داشت برگ‌های […]
بهمن ۲۴, ۱۴۰۳

قصه زرافه ای به نام زنجبیل – نویسنده : تی. آلبرت

      زنجبیل، زرافهاین یک داستان کودکانه زیبا است که درباره یک زرافه به نام زنجبیل هست.   روزی روزگاری، زرافه‌ای به نام زنجبیل بود. […]
مرداد ۱۶, ۱۴۰۲

قصه شتر گم شده

    یک بار کارآگاه رامان در جنگلی قدم می زد که با تاجری برخورد کرد. تاجر پرسید :”من به دنبال شتر خود هستم که گم […]
آبان ۲۵, ۱۴۰۳

قصه چکاوک و فیل – برگرفته از داستان های کلیله و دمنه

      روزی روزگاری، فیلی بسیار بزرگ و قوی در جنگلی زندگی می‌کرد. این فیل خیلی مغرور بود و به همه حیوانات زور می‌گفت. یک […]
دی ۲, ۱۴۰۳

قصه صوتی گربه چکمه پوش

  نسخه کامل داستان را از اینجا بشنوید:   یکی بود، یکی نبود. آسیابانی بود که سه تا پسر داشت. آسیابان هنگام مرگ، آسیاب رو به […]
بهمن ۳۰, ۱۴۰۳

میمون بازیگوش و جغد دانا (داستانی برای آموزش جمع ۵+۲ )

    در جنگلی زیبا و پر از دار و درخت، حیوانات زیادی زندگی می‌کردند. یکی از این حیوانات، میمون کوچولویی بود که خیلی بازیگوش و […]
بهمن ۳۰, ۱۴۰۳

داستان کلاغ ها (داستانی برای آموزش جمع ۵+۳ )

    در یک جنگل بزرگ و زیبا، سه کلاغ کوچولو زندگی می کردند. آنها خیلی بازیگوش بودند و همیشه با هم دنبال ماجراجویی می گشتند. […]
مرداد ۱۶, ۱۴۰۲

مادر واقعی کیست؟

  دو زن بر سر مالکیت یک بچّه دعوا می کردند.   زن قرمزپوش فریاد می زد: ” او فرزند من است، او را به من […]
مرداد ۱۶, ۱۴۰۲

قصه سخاوت رانتیدوا

      رانتیدوا در خانواده ای ثروتمند به دنیا آمد. او حتی در کودکی ثروت خود را با نیازمندان تقسیم می کرد. در جوانی ازدواج […]
آذر ۲۰, ۱۴۰۳

قصه صوتی تارزان

  نسخه کامل داستان را از اینجا بشنوید:   توی یه جنگل سرسبز و پر درخت، یه عده میمون بزرگ و قوی باهم زندگی می کردند. […]
اردیبهشت ۱, ۱۴۰۴

قصه بیلی قلدر – نویسنده : تی. آلبرت

  بیل در حال زورگویی کردن است. او معتقد است که قوی‌ترین حیوان مزرعه است و این به او حق می‌دهد که هرطور که بخواهد رفتار […]
بهمن ۳۰, ۱۴۰۳

لک لک و بچه هایش (داستانی برای آموزش جمع ۷+۲ )

    در یک مزرعه‌ی سرسبز و زیبا، یک لک لک بزرگ و مهربان با بچه‌هایش زندگی می‌کرد. لک لک خیلی دوست داشت به بچه‌هایش درس […]
آذر ۲۰, ۱۴۰۳

قصه صوتی جوجه اردک زشت

  نسخه کامل داستان را از اینجا بشنوید:     یکی بود یکی نبود. وسط یه باغ قشنگ که پر بود از گل های رنگ و […]
مهر ۶, ۱۴۰۲

قصه مرغ ماهی خوار و خرچنگ دانا

    در روزگاران قدیم، مرغ ماهی خواری کنار آبگیر زلالی خانه داشت. او هر روز از ماهی های آن آبگیر شکار می کرد و می […]
بهمن ۲۴, ۱۴۰۳

پنج تا بچه گربه شیطون (داستانی برای آموزش عدد ۵ )

      روزی روزگاری در یک باغچه‌ی بزرگ و قشنگ، یک گربه‌ی مهربان و همسرش پنج بچه‌ی گربه ناز و دوست‌داشتنی داشتند. بچه گربه‌ها خیلی […]
بهمن ۲۹, ۱۴۰۳

قصه پری دندان – نویسنده : زانی متو

    این یک داستان کودکانه زیبا است که درباره فرشته های دندان است.   در اعماق جنگل جدید، جایی که هیچ آدم بزرگ جرات نمی‌کرد […]
مرداد ۱۶, ۱۴۰۲

قصه سه وعده

      مرد جوانی به نام آدیتیا در جنگلی قدم می زد. به چاهی برخورد کرد. آدیتیا تشنه بود و می خواست کمی آب بنوشد. […]
آذر ۲۸, ۱۴۰۳

قصه صوتی زیبای خفته

  نسخه کامل داستان را از اینجا بشنوید:   داستان اصلی زیبای خفته: فرمانروای یکی از سرزمین های دوردست و همسرش، از اینکه بچه ای نداشتند […]
دی ۲, ۱۴۰۳

قصه صوتی ملکه برفی

  نسخه کامل داستان را از اینجا بشنوید:     در روزگاران قدیم توی یه روستای سرسبز و زیبا، دو کودک مهربون یکی پسر و یه […]
اسفند ۳, ۱۴۰۳

قصه تکالیف مدرسه، اه – نویسنده : تی. آلبرت

      وقتی جمال در رو باز کرد، مادرش فهمید که چیزی اشتباهه. به نظر می‌رسید که می خواد گریه ‌کنه.     مادرش ازش […]
دی ۲, ۱۴۰۳

قصه صوتی راپونزل

  نسخه کامل داستان را از اینجا بشنوید:     در گذشته های دور، مرد و زن جوانی سال ها باهم زندگی کرده بودند. اونا با […]
آبان ۲۴, ۱۴۰۳

قصه جیک جیک مستونت بود، فکر زمستونت نبود؟

    در یک روز آفتابی و گرم تابستانی، مورچه کوچولویی مشغول جمع‌آوری دانه‌ها بود. او دانه‌ها را با دقت به لانه‌اش می‌برد تا برای زمستان […]
بهمن ۲۳, ۱۴۰۳

چهار دوست در جنگل (داستانی برای آموزش عدد ۴ )

      در دل یک جنگل سبز و زیبا، چهار دوست خوب زندگی می‌کردند.   خرگوش کوچولو: با گوش‌های تیز و پشم نرم و سفید […]
دی ۲, ۱۴۰۳

قصه صوتی سه بچه خوک

  نسخه کامل داستان را از اینجا بشنوید:     در یک جنگل بسیار زیبا و سرسبز سه بچه خوک به همراه مادرشون توی یک کلبه […]
بهمن ۲۱, ۱۴۰۳

سه دوست زیر آب (داستانی برای آموزش عدد ۳ )

    در اعماق یک اقیانوس آبی و زیبا، سه دوست صمیمی زندگی می‌کردند. یکی از آن‌ها یک ماهی رنگارنگ به نام نوری بود که عاشق […]
آبان ۲۵, ۱۴۰۳

قصه شیر و گاو – برگرفته از حکایت های کلیله و دمنه

      روزی روزگاری، بازرگانی ثروتمند بود که دو پسر داشت. پدرشان به آن‌ها گفت که در زندگی باید به دنبال سه چیز باشند: زندگی […]
دی ۲, ۱۴۰۳

قصه صوتی هایدی

  نسخه کامل داستان را از اینجا بشنوید:     مادر و دختری بودند که در شهر زندگی می‌کردند. اسم اون دختر، هایدی بود. مادرش مجبور […]
بهمن ۳۰, ۱۴۰۳

مرغ ها و خروس ها (داستانی برای آموزش جمع ۴+۴ )

    روزی روزگاری، در یک مزرعه‌ی زیبا، ۴ مرغ چاق و ۴ خروس مغرور زندگی می‌کردند. مرغ‌ها همیشه به دنبال دانه و غذا بودند و […]
مهر ۷, ۱۴۰۲

قصه رهایی طوطی ها

    ظهر داغی بود. خورشید طلایی بر فراز  آسمان بازارچه شلوغ  شهر می درخشید. صدای بلند  پیرمرد گاری چی از پشت دالان های تنگ و […]
اردیبهشت ۱, ۱۴۰۴

قصه اولین روز مدرسه جیمی – نویسنده : تی. آلبرت

      جیمی تازه ۵ ساله شده بود و داشت مدرسه می‌رفت.     او ترسیده بود. او هیچ وقت به مدرسه نرفته بود.   […]
مهر ۷, ۱۴۰۲

قصه لاک پشت و مرغابی ها

    یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، میان یک دشت بزرگ و پر گل، آبگیر زلالی بود که از گذشته های خیلی خیلی دور […]

 

قصه های کودکانه

 

این بخش شامل قصه های کوتاه متنی و صوتی برای کودکان و نوجوانان می باشد.

 

بازگشت به صفحه مجله اینترنتی تیناسافت