قصه صوتی سیندرلا

کودکانه های آموزش 24

 

نسخه کامل داستان را از اینجا بشنوید:

 

دختری زیبا به نام سیندرلا که مادرش سال‌ها پیش مرده بود، پدرش هم بعد از ازدواج با یک زن که دو دختر داشت در یک سفر دور از دنیا رفته بود. بنابراین اون با این زن بدجنس و دختراش زندگی می‌کرد. اونا اجازه نمی‌دادن سیندرلا باهاشون غذا بخوره.
_ تو نمی‌تونی کنار ما بشینی
+ می‌تونی روی زمین بشینی
× بیا اینو بردار بخور بعدشم اینجا رو تمیز کن

 

 

اونا مرتب سیندرلا رو مجبور به انجام کارهای مختلف می‌کردند.
یه شب سیندرلا تو اتاق زیر شیروانی همراه گربه‌اش کنار شومینه نشسته بود. پادشاه این خانواده رو به جشنی که برای انتخاب همسر برای پسرش برگزار کرده بود دعوت کرد.
_ پادشاه جشنی برگزار کرده جهت انتخاب همسر برای پسرش. من شما رو رسماً از طرف پادشاه دعوت می‌کنم..

 

تهیه شده در : تیناسافت

 

برای مشاهده نسخه انیمیشنی این داستان و قصه های دیگر، برنامه زیر را نصب نمایید:

قصه های کودکانه

 

بازگشت به صفحه داستان های کوتاه کودکانه

2 Comments

  1. جواد گفت:

    عالی 🌸خیلی خوبه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *