بخش سی و نهم : کی کاووس و سودابه

گنجینه صوتی اشعار

 

چون جنگ به پایان رسید، کی کاووس را از وجود هوروشی در سرای شاه هوران خبر دادند. زیبارویی به نام سودابه. او دخت شاه هاماوران بود. پری واری چون سرو بلند با گیسوان سیاهی چون کمند.

 

دل شاه که در گرو به سودابه بود تاب دوری نداشت. پس تنی چند از بزرگان را به خاستگاری دخت شاه هاموران فرستاد. چون خبر خاستگاری کی کاووس به شاه هاماوران رسید، اندوه بسیار بر دلش نشست و با خود اندیشید: هرچند که کی کاووس پادشاهی پیروز بخت و کامرواست اما مرا از دار دنیا همین یگانه دختر است که بیشتر از جان دوستش می دارم.

 

گنجینه صوتی اشعار

 

پدر، سودابه را فراخواند و گفت: دخترم سخن تو چیست؟ تو چه می خواهی؟ آیا کی کاووس را به همسری برمی گزینی؟

 

 سودابه چون اندوه پدر دید گفت: پدر جان اندوهگین مباش که کی کاووس هم تاج دارد و هم تخت و در نیک بختیش هیچ شکی نیست.

 

 شاه هاماوران چون پاسخ دختر شنید، دانست که او نیز دل در هوای کی کاووس دارد و خواهان اوست. هرچند که دل پدر از سخنان دختر رنجید اما خاموش ماند و هیچ نگفت.

 

 پس به رسم آیین کیانی، سودابه را به همسری کی کاووس درآوردند و جشن و سروری برپا کردند. چون روزگاری گذشت، شاه هاماوران که از آن پیوند ناخرسند بود و تاب دوری دلبندش را نداشت، با نیرنگی کی کاووس و سپاهیانش را به جشنی فراخواند و آنان را در بند گرفتار کرد.

 

 آنگاه به دستور او کجاوه ای به ایرانشهر فرستادند و سودابه را به هاماوران بازگرداندند. چون سودابه رفتار پدر دید، خشمگین شد و به او پرخاش بسیار کرد. اما سخنان او در گوش پدر نرفت که نرفت.

 

 این چنین شد که سودابه را نیز به بند کشیدند و اسیر کردند. شاه توران از یک سو و شاه روم از سوی دیگر. چون ایران زمین را از شهریار خواهی دیدند، به سوی ایران تاختند تا ایران را به چنگ آرند.

 

 بار دیگر مردم ایران دست به دامان رستم شدند و به او گفتند: ای جهان پهلوان بعد از دادار یکتا تنها تو پشت و پناه مایی. بیا و دست رومیان و تورانیان را از خاک ایران کوتاه کن. اگر به داد ما نرسی زنان و فرزندان ما اسیر دست بیگانگان می شوند.

 

دل رستم از شنیدن این سخنان از اندوه پر شد و اشک در چشمانش حلقه زد. آنگاه ایرانیان را دلگرمی داد و گفت: به زودی خاک ایران را از وجود ترکان و دشمنان پاک خواهم کرد.

 

تهیه شده در : تیناسافت

 

 

بازگشت به صفحه داستان های شاهنامه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *